على اصغر شميم

311

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

ساير نويسندگان معاصر دوره‌ى قاجاريه ، بالاتفاق در انتساب قاجاريه به قاجارنويسان از شاهزادگان يا بزرگان درگاه هلاكو خان مغول همداستانند « 1 » . اين روايت به قلم ميرزا على خان امين الدوله از سياستمداران عصر قاجاريه نيز جالب توجه است : « . . . فروغ السلطنه فوت دو فرزند خود را كه وليعهد و امير توپخانه لقب داده بودند ، به بدخواهى و خديعت ميرزا آقا خان صدراعظم نسبت كرد و با آن‌كه ميرزا آقا خان در ولايت‌عهد پسرش ميل و اراده‌ى شاه را صورت مشروعه داده ، نسبت محمد على تجريشى پدر جيران ( فروغ السلطنه ) را به هلاكو خان مغل ( مغول ) پيوست و ميرزا كاظم خان نظام الملك پسر خود را به وزارت و خدمت امير قاسم خان وليعهد ( فرزند جيران از ناصر الدين شاه ) گماشت تا به اين وسيله مقام خود را دوام و استحكام داده باشد . تير تدبير اين وزير خطا كرد و با تقدير موافق نيامد . كينه‌ى فروغ السلطنه را دشمنان ميرزا آقا خان به دسائس و وساوس قوت دادند « 2 » » . 2 - روش حكومت تركان سلجوقى ، پس از تسلط بر ايران ، اين بود كه هر پادشاهى پسران خود را به فرمانروايى يك ناحيه از متصرفات خويش مىگماشت و قسمتى از اقتدارات و اختيارات خود را به پسرانش انتقال مىداد و بدين‌ترتيب حكومت‌هايى در داخل كادر حكومت مركزى به‌وجود مىآمد . نظير اين روش حكومت را كه مىتوان نوعى از روش حكومت چند نفرى يا اوليگارشى « 3 » ناميد ، در سلطنت قاجاريه نيز مشاهده مىكنيم . از سلطنت فتحعلى شاه ، يعنى از حدود سال 1220 قمرى به بعد به تدريج فرمانروايى و حكمرانى ايالات و ولايات ايران به پسران شاه سپرده شد و طبعا هريك از فرزندان شاه ، با عنوان شاهزادگى ، دستگاهى نظير دستگاه سلطنت براى خود فراهم ساختند و دنباله‌ى اين ماجرا تا انقلاب مشروطه‌ى ايران كشيده شد . در دنبال مرگ هر پادشاه ، عده‌ى زيادى شاهزاده يا بر سر كار حكومت و فرمانروايى و يا در انتظار وصول به اين مقام بودند . گذشته از كشمكش‌ها و خونريزىها و سرگردانى مردم كه پس از مرگ هر پادشاهى بر سر جانشينى و كسب مقام سلطنت روى مىداد ، شاهزادگان قاجار يا استفاده از عنوان و مقام و اختياراتى كه داشتند ، با استبدادى شديدتر و جابرانه‌تر از استبداد خود شاه ، بر مردم قلمرو فرمانروايى خود حكومت مىكردند و در سراسر صفحات تاريخ دوره‌ى سلطنت ناصر الدين شاه و مظفر الدين

--> ( 1 ) - به فصل اول كتاب مراجعه شود . ( 2 ) - خاطرات سياسى ميرزا على خان امين الدوله ، صفحه‌ى 16 . ( 3 ) - Olgarchie